در این چرخهی پر از تکرار زندگی، مادامی که فکر می کنی در سیاهی عمیق غرق شدهای و چیزی برای بهتر شدن نداری، درست در سیصد و شصتمین درجه، به صفر مطلق میرسی! به زاویهای نو که نگاهی تازه به زندگیات می بخشد. ما هم روی زاویه صفر قرار گرفته بودیم، ناکارآمدی ما زورش بیشتر بود و قوهای برای بهتر کردن حال خودش نداشت! اما کم نیاوردیم، با تلاش و بردباری درجه ها را پشت سر گذراندیم و به درجه طلایی خودمان رسیدیم. در این مسیر صفر هایی بودیم که عدد معنا بخش زندگیمان باما هم مسیر شد. وجود استادی دلسوز و توانمند بود که رویاهای ما را به واقعیت تبدیل کرد، او برای ما چراغی آویخت و ما چون کودکانی نوپا برای کسب تجربه، در پس هر عکسی صبوری کردیم، نگاه کردیم، نشستیم، آمدیم و رفتیم. ما در پس هر عکسی زندگی کردیم، در کادر ساکت تصویر الفبای هنر را هجی کردیم و در چارچوب عشق، قاب نمودیم. و در این میان چه خوش اقبال بودیم که با هم آشنا شدیم، با هم به دنبال نقطه ای برای شروع رفتیم شروعی که پس از هر بار شکست باز هم شروع بود. هم اکنون هر زاویه ای که بنگرید هنر را در تک تک لحظه های ما حس میکنید. پشت سر گذاشتن درجات تلاش ما تقدیم نگاه هنر دوست شما